تبلیغات
بـــــــــرگـــــ آبـــــــــے - سلوووم

بـــــــــرگـــــ آبـــــــــے

جلسه خانوادگی خیلی باحاله البته واسه من و البته واسه مامان بابا و خواهرا و برادر خخخخ .. خانواده ای که اصلا توشون هیچکس مشکل مالی نداره تو جلسه سر پول دعوا میکنن ...آبروهمو میبرن ... من کار به اینا ندارم .... حسابدار خانواده پولا رو بالا کشیده ..همه هم میدونن قشنگ واضحه چون از اون روز که پولا دست ایشون اومد یهویی ارتقا پیدا کرد .... میدونید چیه یه عالمه پول تو حساباس بعدش از سال ۸۰ تا حالا یعنی هیچی سود نداشته که تازه وام به اینو اون داده و کم اورده خخخخ میخوان سمیرا رو بذارن حسابدار .. سمیرا هم گفت حسابا رو درست کنن بعد بهش بدن .. حسابدار قبلی گفت حسابا همینجوری بوده دادن به من سمیرا هم گفت شما اشتباه کردی من این اشتباه رو نمیکنم خخخ اصلا دعوایی بودا 
قضاوی گفت تلسکوپم مناسب سنم نیس و بهترشو باید بگیرم 
این فیتنس بیلاتس کلا انرژیمو گرفته خیلی سخته
امروز کتاب قلعه ی حیوانات با کتاب استاد عشق رو خریدم 
اگه امسال دانشگاه قبول شدم ..امسال یا سال دیگه میرم تو قلمچی پشتیبان میشم چون خیلی دوست دارم و اینکه یه درآمد کمی در میارم این خوبه تو سن ۱۸ سالگی 
میخوام برم مهارت یادبگیرم بعدش پول در میارم ازش 
میخوام برنامه نویسی یادبگیرم 
نتایج یکشنبه میاد ای خدا یه کاری کن من امسال قبول بشم 


نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت 10:51 ق.ظ توسط آسمان . نظرات |


Design By : Pichak