تبلیغات
بـــــــــرگـــــ آبـــــــــے - دیروز و کنکور

بـــــــــرگـــــ آبـــــــــے

دیشب از بس خسته بودم حال نداشتم بیام سر لپ تاپ و تایپ کنم ... لپ تاپی که نجمه قرض بهم داد به مدت دوسه ماه که باهاش دی وی دی هامو ببینم ... امروز فردا بهش تحویل میدم ... باید گرد گیریش کنم 
پریشب که شب کنکور باشه ساعت یک خوابم برد و ساعت پنج و نیم بیدار شدم .. نمازمو خوندم و یاسین هم خوندم ..آروم بودم لباسامو پوشیدم و صبحونه خوردم و با مامان و بابا راهی حوزه امتحان شدیم خلاصه رفتم تو همه جامو گشتن خخخ حتی پشت گوشام به این فکر کردم مگه میخوایم بریم حرم امام رضا آخه پشت گوشام چی میتونم بذارم ؟! 
نشستم رو صندلی حالم خوب بود استرس بود ولی کم ... خلاصه شروع شد شروع کردم تستای ادبیات رو بزنم بر وقف مرادم پیش نرفت استرس گرفتم رفتم سراغ عربی و خوب زدم بعدشم دینی و زبان .. زبان بد بود .. دوباره برگشتم ادبیات و چندتا تونستم بزنم حال خوب شد استرسم کم شد و وقت عمومی تموم شد 
بعدش رفتم سر وقت سوالای گسسته دیدم آ چقدر سخت دادن ... استرس شدیدی گرفتم ... هیچی نمیفهمیدم رفتم سراغ فیزیک فیزیک سوالای هسته ای رو سخت طرح کرده بودن .. استرس هنوز در وجود من موج میزد حالم بد بود نمیدونستم چیکار کنم  رقتم سراغ شیمی و دوتا تونستم بزنم .. اینجا دیگه داشتم میمردم کیکمو باز کردم و خوردم با اب عسلی که مامان داده بود حالم خوب شد رقتم سر سوالا دیف و ریاضی پایه انقدر راحت بودن که حد نداشت .. حلشون کردم بعدش یه دور هم رو گسسته زدم که تونستم چندتاشو حل کنم هندسه هم همینطور بعدش رفتم فیزیک تکنستم حل کنم و بعد هم شیمی که خیلی باب میلم شیمی رو نتونستم ... همینطور فیزیک رو ... رفتم دوباره سر ریاضی ده دقیقه مونده بود اصلا استرس نداشتم ریاضی دوتا وقتگیر حل کردم و درست تو دقیقه اخر یکی دیگه هم زدم .. 
بعدش اومدم خونه گریه کردم :( حالم بد بود اونجوری که میخواستم نشد .. به همه گفتم اگه فیزیک اصف نیووردم پشت کنکور میمونم ..البته بعیدم نیست  ... خدا کمک کنه بیارم همین امسال .. حس بدی دیشب داشتم فکر کن تمام تلاشتو بکنی بعدش فقط به خاطر یه استرس مضحک سر کنکور تمام تلاشاتو بر باد بدی .. دارم فقط برا همین حرص میخورم و دیشبم گریه کردم به همه گفتم همه سرمایه هاتونو تلاشاتونو بر باد دادم ...خدا خودش میدونه چقدر تلاش کردم .. ولی کنکور هنر رو بهتر دادم .. تو عمر به اندازه دیروز تشنه م نشده بود سر کنکور ریاضی که نصف آب عسل ر خوردم و کم آب خوردم سر کنکور هنر نصف دیگه اب عسل صبح و بطری آب سر کنکورم خوردم 
در آخر اینکه امروز حالم بهتره عصر کنکور زبان دارم 
میخوام تشکر کنم از خودم ازینکه باهام این سال رو راه اومدی و سختی کشیدی ازین که تمام تلاشتو کردی ... تشکر کنم از بابا مامان که امکانات در اختیارم قرار دادند از خواهرام و برادرم که به خاطر یک سال کنکور من از خیلی چیزاشون زدن از همه کتابام که خوندمشون ازهمه موجودات ....
و در آخر آخر آخرم هم یه تشکر گنده از خدااااا ... خداجونم ممنون که من امسال تونستم برا کنکور بخونم تو خیلی مهربونی میدونم تلاشامو بی جواب نمیزاری من همیشه فقط مهربونیت رو دیدم بخشندگیت رو دیدم ببخش اگه بعضی وقتا نادیده ت میگیرم تو مهربون منی ممنون از همه چیز 

نوشته شده در جمعه 16 تیر 1396 ساعت 09:28 ق.ظ توسط آسمان . نظرات |


Design By : Pichak