تبلیغات
بـــــــــرگـــــ آبـــــــــے - سومین بار خاله شدن

بـــــــــرگـــــ آبـــــــــے

بعله امروز برای سومین بار خاله شدم .. امروز صبح نجمه نوبت دکتر داشت که بره دکتر براش نوبت زایمان بزنه و جالب تر اینکه رفت و ما فهمیدیم رفته بیمارستان و گفتن فشار بالا رفته .. به حق چیزای ندیده ... عصر گفتم یک ساعت بخوابم هنوز نیم ساعت نشده بود یهویی بهار بیدارم کرد گفت پاشو درساتو بخون و فقط منوتو توخونه ایم .. گفتم بقیه کجان گفت رفتن بیمارستان خاله نجمه من اصلا تو ذهنم به دنیا اومدن بچه نگنجید داشتم درس میخوندم یهویی بهار با گوشیم اومد گفت بیا فسقلی رو ببین من گفتم حالا کی هست وقتی عکسشو دیدم فقط میتونم در وصفش بگم تپل 
هس خیلی خوبیه دیدن بچه خواهرت 
من هنوز دینی و ادبیات و زبان رو تورق نکردم ... باید تو این دوروزم اینارو جمع کنم 

نوشته شده در دوشنبه 12 تیر 1396 ساعت 10:46 ب.ظ توسط آسمان . نظرات |


Design By : Pichak