تبلیغات
بـــــــــرگـــــ آبـــــــــے - اینروزا

بـــــــــرگـــــ آبـــــــــے

اولبار بگم الان در سکوت شب دارم به اهنگ فیلمی که همسایه میبینه گوش میدم چون صداش خیلی بلنده و پیداس فیلم احساسی هم هس

روزای کنکور داره تموم میشه دلم قطعا برا اینروزا تنگ میشه همش خاطره س 
و خوشحالم هستم داره تموم میشه حسم خوبه .. میدونم میارم 
امروز کارت ورود به جلسه رو دیدم فقط باید تو این یکی دوروز پرینتش کنم .. 
فنی حرفه ای سمیه باید برم ... خواهران گفتن فنی حرفه ای سمیه شانس میاره و هرکدومشون رفتن سمیه کنکورو بهتر دادن خخخخخ یعنی ببین به چه چیزا دل منو خوش میکنن 
امروز خاله اومده بود یه ساعت رفتم پایین دورهمی آش خوردیم 
میخوام برم کتاب رنگ آمیزی بزرگسالان بگیرم برا بعده کنکور 
حسم خوبه 
امروز به یه چیز پی بردم که بابا حساب بانکیاش خالیه :((  و همه درامدش صرف هزینه میشه ... گفتم حالا پیانو چی میشه و با خودم عهد کردم که تا بابا خودش حرفی نزده منم حرفی نزنم و شرمنده ش نکنم ... وجالب انگیز اینجا بود که عصر خودش با یه تبلیغ کلاس موسیقی اومد گفت اینجا رو ببین کلاس پیانو داره ها ... اونوقت بود که بیشتر به بزرگی بابا پی بردم 
بعضی آدما هستن که به نظر من خوبیای این دنیای بد فقط از اونا پخش میشه به نظر من اگه اونا نبودن دنیا مزخرف میشد و من همه چیزامو مدیونشونم اونا مامان بابامم ..مثلشون انقدر مهربون و خیر خواه هیچ کس دیگه رو ندیدم ... این دونفر رو فقط دیدم که سرشون فقط به کار خودشونه و تو کار دیگران سرک نمیکشن به بقیه بدی نمیکنن ... نمیدونم در وصفشون دیگه چی بگم 
امشب داشتن باهم کمک هم غذا درست میکردند رفتم بینشون وایسادم دست رو موها هردوتاشون میکشم میگم مامان چی بابا چی خخخ اون وقت مامانم در اومد بهم گفت چی شده بابامم نفهمید چی گفتم اصلا .
ازبس ابراز علاقه نکردم عادت ندارن ... 

نوشته شده در یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 10:02 ب.ظ توسط آسمان . نظرات |


Design By : Pichak